دانلود سخنرانی مرحوم سیدجواد ذاکر خدایا به ما یاد بده چجوری حسینی بشیم
دانلود صوتی و تصویری سخنرانی مرحوم سیدجواد ذاکر خدایا به ما یاد بده چجوری حسینی بشیم به همراه متن کامل سخنرانی

متن سخنرانی مرحوم سید جواد ذاکر خدایا به ما یاد بده چجوری حسینی بشیم
...............................................
www.navayezaker.ir
سایت تخصصی مداحی صوتی و تصویری نوای ذاکر
.............................................................................................عرض چند جلسه چند جای دیگه کسانی که به جایی رسیدن ازشکار لحظه ها به یه جایی رسیدن یه جایی یه کاری کردن که خودش دونسته و خدای خودش معصومم خوشش اومده خریده
حُر سلام الله علیه یه لحظه حضرت فرمود:سَکلکتوع اُمی
مادرت به عزات بشینه حر ،گرفت جلوی خودش رو
گف هرکس بغیر از تو اسم مادرش رو میبردم اما مادر تو غیر از خوبی نمیدونم براش کاری کنم
این شکار لحظه ها کاری کرد که حُربن یزید ریاحی شد حر بن حسینی
آقا حُر بود اسیر تا امیری میکرد آن لحظه شد امیر که شد بنده ی تویکی از روضه خونا بنام آسد جلال حاج حشمت که میگن اواخر عمرش همیشه روضه میخوند از در و دیوار آمیرزا ابوالقاسم عطار اینا تعریف میکردن
از در و دیوار صدای یا حسین بلند میشد
یکی پرسیده بود که آسد جلال از کجا به این مقام رسیدی؟
چیکار کردی ؟من خدا شاهده به اسم سید الشهدا فقط میخوام اون چیزی که از سید الشهدا میخوایم
هممون هرکی یه چیزی میخوایم امشب بده
به آبروی این پیر غلام بدهگفت که آسد جلال حاج حشمت گف چهل سال روضه خوندم طبیعی
اول محرم شد یه سال دُرشتکه گرفتم برم روضه بخونم جلسه اول رفتم دیدم که منبری بالا منبره
حساب کردم تا بیاد پایین یه نیم ساعت طول میکشهگفتم از روضه دوم میمونم
اومدم سوار شدم گفتم برو جلسه دوجلسه دوم رفتم دیدم چایی میدن
به من گفتن آسد جلال نصف جمعیت مونده میخوای قطع کنی تو شروع کن خوندنگفتم نه اینا میخوان چایی امام حسین رو بخورن
یه چیز میگن هرچیز تو دستگاه سید الشهداست طبیعی نیستپرده از جلو چشم بره میفهمن چیه
اینطور که سماور به خود تاب دهد
میپیچد و از دیده اش آب دهددر ماتم بی دستیِ سقای حسین، سقای حسینیه شده آب دهد
گفت گفتم که نه چاییشونو بخورن
گفت با خودم گفتم چه بساطیه من امشب مثل اینکه خوننده نیستم من
هممون یه لحظه های اینجوری داریم که اگه بگیریم و اون عنایت کنه رامونو پیدا کردیم
به شرطی که اون نفس کشته شهگفت خیلی ناراحت شدم گفتم چه وضعیه
جلسه چهارم دیدم جلسه آماده تا منو دید بانی جلسه گف آسد جلال برو بالا بخون گفت منم تشنه ی خوندن
خودش میدونه چکار میکنه با خودش
و اینام گفتنش خیلی آسونه عملش سختهگفت داشتم میرفتم که برم بخونم یه بچه ۱۶-۱۷ ساله بلند شد جلوی من که بخونه
دورووریاش گفته بودن بچه بشین اینجا جای تو نیست
میخواستن این بچه رو بنشونن اینجا جای تو نیست
اینجا باید آسد جلال بخونه
گفت یه لحظه با خودم گفتم سِد جلال عمری تو خوندی مردم نشستن
یبار بذاریم بچه بخونه تو بشین
گفت نشستم گفتم پسرم تو پاشو برو گفت خوندو خوند بلند شد بعدش من رفتم بخونم
یه چرت بزنم یه روضه دیگه برم خواب دیدم تو کربلا هستم
کربلایی که لشکر صف کشیده بودند
گفت از برق شمشیرا چشم خیره میشد
آروم آروم رفتم طرف خیمه امام حسین(ع)
دیدم حبیب بن مظاهر وایساده دم خیمه
سلام کردم گفتم آقا میتونم برم تو؟
فرمود بذار اجازه بگیرم بعد
حبیب داخل خیمه شد اومد دیدم خندان
فرمود خوشا بحالت آسد جلال
امام حسین قبولت کرده بیا تو
داخل شدم دیدم سید الشهدا
روی سنگی نشستن خیلی مهربانانه
قمر بنی هاشم وایسادن
جلوی سید الشهدا یه دفتره
تا وارد شدم فرمود سلام آسد جلال
گفت من موندم چکار کنم
فرمود آسد جلال امروز از تو راضی شدم من
الله و اکبر
بعد روشو کرد به عباس بن علی فرمود عباس اسم سد جلال رو از امشب تو دفتر ذاکرین من بنویسخدایا ما نمیدونیم چجوری باید حسینی بشیم
بیا امشب لوتی گری کن به ما به آبروی امام حسین یاد بده چجوری حسینی بشیم
www.navayezaker.ir
سایت تخصصی مداحی صوتی و تصویری نوای ذاکر











