سخنرانی صابر خراسانی معجزه ای عجیب در حرم امام رضا
دانلود صوتی و تصویری سخنرانی صابر خراسانی معجزه ای عجیب در حرم امام رضا و شفای بیمار به همراه متن کامل سخنرانی

متن سخنرانی صابر خراسانی معجزه ایی عجیب در حرم امام رضا(ع) و شفای بیمار
...............................................
www.navayezaker.ir
سایت تخصصی مداحی صوتی و تصویری نوای ذاکر
...............................................
گفتش تو فروشگاه نشسته بودم
یه آقایی به من مراجعه کرد گفت آقا به من کار میشه بدید؟
گفت پرسنل خیلی داشتیم می خواستم دست به سرش کنم گفتم نه آقا کار نداریم ما برو
گفت اقا هر کاری باشه من انجام میدم دیدم بنده خدا خیلی مضطره گفتم برو فردا صبح بیااومدم از در مغازه بیام دیدم دم کنار دیوار وایساده داره گریه میکنه
گفتم چرا گریه می کنی گفت آقابه من شغل دادید
گفتم کار بالاخره پیدا میشه یعنی چی گفت نه آقا من سه ماهه بیکارم زندگیم از بین رفته بیچاره شدم گفتم چرا ؟سر سفره غذا نشسته بودیم دخترم داشت غذا می خورد یه دفعه به پشت برگشت افتادنش همین
لال شدن و فلج شدن از گردنش همین
خونه ماشین از کارم زدم از زندگیم از همه چیز که بچه رو دکتر دوا کنم فایده نداشت
هر کار میکردم نشد
گفتن آقا یه دکتر خیلی حاذق تو مشهد هست ببرید تو مشهد
میگف غروب رسیدیم مشهد
خب جا برای استراحت نداشتیم
چرخیدیم آقا جایی مثلا پارکی جایی میتونیم استراحت کنیم
توی پرس وجوها گفتن آقا اینجا حرم علی ابن موسی الرضاست(ع)میتونید تو حرم اینجا بخوابید
آقا ما نمی شناختیم که شیعه نبودیم اصلا
گفت وارد شدیم عجب صحن و سرایی
چقدر زیبا مردم میرن میان میگفت همینجور پرسون پرسون از مردم اومدیم و تو یکی از این می گفت حیاتای مسجد تو یکی از این صحنه ها می گفت رو فرشا نشستیم و این بچه رو با ویلچر آوردیم بعد بلندش کردیم خوابوندیم خودمون فرط خستگی خوابمون برد
گفت یکی دو ساعت گذشت من از صدای گریه و سرصدا از خواب پریدم دیدم که برادر خانمم خانم بچ سه تایی دارن گریه میکنن
گفتم چی شده؟
گفتن که میگه گرسنمه نگاه کردم دیدم بچم نشسته
خودش گفت گرسنمه
گفت بچه من از روز مریضی مثلا هفتاد و پنج شش کیلومتر شده بود سی و چهار پنج کیلوگفت فقط ما مایعات بهش می دادیم
غذا نمیخورد
این موقع خوابیدم تاج چشم بستم دیدم از یه در چوبی یه آقایی به سمت در داره میاد
یه شال سبزم رو سرش بود
گفت نزدیک من شد از کجا اومدی؟ گفتم از بحرین اومدیم
گفتم آقا فلجم صحبت نمیتونم بکنم گفت خوب میشی ایشالله تو همین صحن ها
من برات دعا کردم بلند شو بشین گفتم آقا شما کی هستی؟
گفت علی بن موسی الرضام
گفتم ازش پرسیدم چرا دارید به من کمک می کنید
گفت شما به خونه من پناه آوردید مهمان من هستیدیا امام رضا یا امام رضا
برات فرق نمیکنه کی وارد حرمت میشه گفت آقا ما اصلا شما رو نمی شناسیم گفت باشه من که شما رو می شناسم
...............................................
www.navayezaker.ir
سایت تخصصی مداحی صوتی و تصویری نوای ذاکر











