نوحه تو خودت گفتی که منت میگذاری بر سرم وقت مرگ و در فشار قبر و روز محشرم با نوای صابر خراسانی
دانلود صوتی و تصویری نوحه تو خودت گفتی که منت میگذاری بر سرم وقت مرگ و در فشار قبر و روز محشرم با نوای صابر خراسانی به همراه متن کامل نوحه

متن نوحه تو خودت گفتی که منت میگذاری بر سرم وقت مرگ و در فشار قبر و روز محشرم با نوای صابر خراسانی
...............................................
www.navayezaker.ir
سایت تخصصی مداحی صوتی و تصویری نوای ذاکر
...............................................
گفت وجود نازنین علی ابن موسی الرضا رسیدن به شهر نیشابور همتون شنیدید براتون گفتن من دوباره میگمآقا گفتن یه سَلمانی صدا کنید بیاد سر و صورت ما رو اصلاح کنه
یه پیرمردی اومد امام رضا نشستن یه قیچی می زد دور می زد دور امام رضا
آقا می گفت چرا کارتونو نمیکنی؟ گفت آقا دارم دورت میگردمشاید دیگه این فرصت دست نیاد
یه قیچی می زد دوباره یه دور دور امام رضا میگشت
کارش تموم شد سوهانی که قیچیشو و تیغشو باهاش تیز میکرد شد
آقا اشاره کرد طلا شد
آقا گفت پیرمردی سن و سالی برو بازنشست شو زندگیت بکنیه نگاه کرد گفت آقا طلا به کارم نمیاد
من دیگه
یه خواسته دیگه دارم آقا گفتن: ما چیزی که بخشیدیم که بخشیدیم هر خواسته دیگه هم داری دارید بگو
گفت آقا اگه میشه لحظات آخرتو خودت گفتی که منت می گذاری بر سرم وقت مرگ و در فشار قبر و روز محشرم
قول دادی وَرنه نام مادرت را میبرمآقا گفتن لحظه آخرم میام ابوصلت میگه تو مجلس نشسته بودیم دیدم علی ابن موسی الرضا(ع) رو کرسی سلطنت نشسته
لحظاتی آقا نیست من خادم بودم کاری داشتن آقامون میگفتن بعد از لحظات دیدم آقا اومدن جلوس کردن عرض ادب کردم دورتون بگم کجا رفتید اقا کاری بود من انجام میدم آقا فرمودن اباصلت سلمونیه
الوعده وفا لحظات آخر عمرش بود باید می رسیدم
این خانواده به کسی قول بدن پاش میمونن ها
از صبح به عمش می گفتش که امشب بابام میاد منو با خودش میبره
من چیکار کنم هر جا میرم برمیگردی خرابه
تا سر باباشو آوردن گفت
بابا حسین
خوابم نمی برد که دست تو بالشم نیست
بچه های شهدا فیض ببرنبابا یتیم یعنی دست نوازشم نیست
باید بگیرم امشب دیوار را نیفتم
عمه حواس جمع است اینجاست تا نیفتمهمه برای دختر امام حسین گریه میکنن رزق محرممون باشه از الان
رزق اربعینمون باشهبابا حتی توان ماندن از بال من نیاید گفتی به زجر دیگر دنبال من نیاید
من دوست دارم این را چیو ؟ این زخم را که اینجاست چرا؟
زخمی که بر رُخم هست
رد نگین باباستخودمو کشته شبای مریضا گرفتارا شیعیان امیرالمومنین(ع)
مریض التماس دعا گفته ها
یه دل شکسته بسته کار راه بیفته هابابا تمام کردند وقتی غذایشان را
انداختن پیشم آن خشک هایشان راکوچکتر از من اینجا این دخترا ندیدن دائم بلند کردند بر من صدایشان را
بابا حسین من روی خاک بودم تو روی خاک بودی
توضیح نمیدم فقط شعر میخونمزحمت به خود ندادند هر بار پایشان را
بابا سرت ز نیزه میشه هر جا که گشت افتاد حتی میان مجلس از روی تشت افتادبگم سادات باید گریه کنند
پیش لبان خشکت آن کس که آب می ریخت
دیدم کنار تشت است وقتی شراب میریختخاکستر تنوری موی تو را گرفته
این سنگ بی مروت بوی تو را گرفتهمیدونی چرا؟
آخه این سر تنور بر این بود تا سرُ آوردن تو خرابه بوی نون پیچید تو خرابهبعد اون موقع این شعر این زبان حال ماست که میگیم دیگه تا بوی نون پیچید تو خرابه گفت بابا حسین
ز خانه ها همه بوی تو آمد حتی سر خودت بوی نون میداد ولی به جان تو بابا...
...............................................
www.navayezaker.ir
سایت تخصصی مداحی صوتی و تصویری نوای ذاکر











